الهی !
بر سر از خجالت گَرد داريم و در دل از حسرت درد داريم و رخ از شرم گناه، زرد داريم.
الهی !
به صلاح آر که نیک بی سامانیم ، جمع دار که بد پریشانیم .
الهی !
می دانی که ناتوانم ، پس از بلاها برهانم
معبودا !
ما را آن چنان نگران خودت کن که هيچ جاذبه و دغدغه ای نگاهمان را از تو نگيرد
خداوندا!
در اين برهوت عاطفه، هر كه را تتمه دلي براي مهرورزيدن هست، گرامي بدار و سرش را به سنگ جفا آشنا مكن
خداوندا!
عاشقان را بساز و خستگان را بنواز و ديگران را از چشم دوستدارانت بينداز
خداوندا !
توفيق ده جز به مقام قرب تو نينديشيم و جز به جاه و جلال تو دل نبنديم جز منصب رضاي تو آرزو نكنيم
خدايا !
به من زيستي عطا كن كه در لحظه مرگ بر بي ثمري لحظه ها كه براي زيستن گذشته حسرت نخورم و مردني عطا كن كه بر بيهودگي اش سوگوارنباشم
خداوندا!
دلهاي سنگ آسا را بشكن تا مگر در شكستگيها نشاني از تو بيابند كه خود فرموده اي:
"انا عند القلوب المنكسره"
مهربانا !
کور باد آن چشمی که تو را نگران خويش نمی بيند
کر باد آن گوشی که صدای" لبیک یا عبدی " تو را در جواب ندای " الهی ! الهی " خود نمی شنود
خداواندا!
حرف از چشم انتظاري محبوب مي زنيم اما به اندازه ساده ترين دوستانمان هم گوش به زنگ آمدنش نيستیم . الفبای انتظار را به ما بياموز و لذت انتظار را به ما بچشان
خداوندا !
من كيستم كه تو را خواهم چون از قيمت خود آگاهم، از هرچه ميپندارم كمترم و از هر دمي كه مي شمارم بدترم
پرودگارا !
تو آنی که آنی ،
من آنم که دانی ،
چنانی که باید ؛چنان کن که باید .
من آن خواهم که دانم ،تو آنم ده که باید

خداوندا، ما روسياهان درگاهت دست تمنا به سويت دراز مي كنيم كه در اين ماه، ماه پربركت رمضان، ماه فضيلت قلب ها، ماه شستشوي ديدگان، گناهان ما را ببخشي و ما را شرمسار محبت هاي خود نكني.
خداوندا، تو چه زيبا سفره رحمت و كرامتت را براي ما بندگان گستردي تا دريچه اي براي رسيدن به كمالات و فيوضات تو شود.
خداوندا ،در اين ماه پرواز كردن را به ما بياموز تا عاشقانت ملكوت را نظاره كنند و ابديت را بيابند.
لطيفا! براي هزارمين بار از تو مي خواهم كه مرا ببخشي و درياي بيكران عرفان را نشانم دهي، تا بارگاه خورشيد را برايم ترسيم كني. مرا براي قنوتي سبز آماده كن براي نجواي خالصانه با خودت.
رحیما ، مرا ببخش. مني كه در ماه هاي پيشين شرمسارت گشتم. اين ماه را برايم ماه سربلندي قرار بده تا درد هجران نيايش را براي اهل يقين زمزمه كنم. اينك هم نواي آسمان آبي، تا بيكرانه ها را نظاره مي كنم. آيا فريادهايم را مي شنوي؟ (الغوث، الغوث،.....)
+ نوشته شده توسط جواد غیبی در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت
0:31 |