دلم برات تنگه عزیز یادی نمیکنی زمن
دارم دیوونه میشم و نمی بینی نیاز من
می خوام ببینمت ولی فاصله از من تا خداست
خودم هزار و یک طرف همه حواسم به شماست
وقتی نمی بینم تورو چشمامو واسه چی بخوام؟
نفس برام سمی میشه هوا رو واسه کی بخوام؟
انگار نه انگار که دلی برای بودن تو بود
رفتی و بین ادما شدم یکی بود و نبود
یه جور واقعی تورو حس می کنم تو تنم
به جون تو،بدون تو،دیگه دارم دق می کنم
صورت ماه تو عزیز،دیوارای خونه شده
هر کی می بینتم میگه طفلکی دیوونه شده
تورو خدا راضی نشو بیشتر از این هدر بشم
دیگه بسه راضی نشو این جوری در به در بشم

دل شکسته



عاشقت خواهم ماند....بی آنکه بدانی.
دوستت خواهم داشت....بی آنکه بگویم.
درد دل خواهم گفت....بی هیچ کلامی.
گوش خواهم داد....بی هیچ سخنی.
در آغوشت خواهم گریست....بی آنکه حس کنی.
در تو ذوب خواهم شد....بی هیچ حرارتی.
اینگونه شاید احساسم نمیرد





