تبليغاتX
. .
Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده
قه قهه
داستان يک تابلو نقاشی




خاله ماريا بيوه زن بينوا و رنجکشيده ای بود . از اين دنيا فقط پسرکی رنجور بنام واسينکا برايش باقی مانده بود . يکروز وقتی خاله ماريا از مراسم دعا و نيايش برمیگشت ، در راه بازگشت مردی جلوی او را گرفت . مرد برای ماريا توضيح داد که نقاش است و مدتها بدنبال چهره ای مناسب برای نقاشيش بوده و چهره واسينکا نظرش را جلب کرده است . نقاش مبلغی پول به ماريا داد و هر سه به سمت کارگاه نقاش براه افتادند . نقاش پسر را بر روی صندلی نشاند . چهره پسرک خسته بود و مرتبا دهانش باز می ماند .
واسيلی گريگوريويچ پيروف نقاش بزرگ روس شروع به کشيدن کرد . او طرح يک نقاشی را می کشيد که در آن سه کودک در يک روز دلگير زمستانی بشکه سنگين پر از آبی را با سورتمه می کشيدند و نقاش برای چهره کودک وسط ، واسينکا را برگزيده بود .
پيروف نام تابلو را « ترويکا » گذاشت و بخاطر اين نقاشی نشان آکادميک دريافت کرد . چهار سال گذشت . واسينکا پسر کوچولوی خاله ماريا مــُرد . ماريا تمام زمستان را کار کرد . پولی جمع کرد و نزد نقاش رفت تا نقاشی پسرش را بخرد . نقاش که عميقاً متاثر شده بود ، گفت که آن نقاشی ديگر به او تعلق ندارد و کلکسيونری معروف بنام« پاول ميخايلوويچ تريتياكف » آنرا خريده و اکنون در گالری وی قرار دارد . ماريا گريه کنان خواهش کرد که تنها يک بار ديگر بتواند آن تابلو را ببيند . نقاش او را به خانه ای مجلل برد که تمام ديوارهايش پر از نقاشی بود . ماريا بيدرنگ از بين دهها نقاشی ، چهره کودکش را پيدا کرد . فرياد زد :« عزيزکم ... پسرکم ...» و شيون کنان از حال رفت .
نقاش بعدها برای آن مادر يک نقاشی ديگر از چهره پسرش کشيد .
تابلوی معروف ترويکا (1866) اثر واسيلی گريگوريويچ پيروف ( 1882-1833) هنوز در گالری تريتياکوفسکی نگهداری می شود .

نقاشی روی دیوار

در صورتي که هر يک از عکس ها باز نشد بر روي آن راست کليک کرده و گزينه Show Picture را بزنيد

 

 

 

 

 

بهترین ها در ادامه مطلب

الباقی در ادامه مطلب 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جواد غیبی در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 0:27 |

 

 خصوصیات اقا پسر ها و دختر خانم ها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...

خصوصیات آقا پسرها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی... 
سن ۱۴ سالگی: تازه توی این سن ، هر رو از بر تشخیص میدن! (اول بدبختی!)
سن ۱۵ سالگی: یاد می گیرن که توی خیابون به مردم نگاه کنن! ... از قیافه ء خودشون بدشون میاد!
سن ۱۶ سالگی: توی این سن اصولا“ راه نمیرن ،
تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنیس هم گیتار می زنن!
سن ۱۷ سالگی: یه کمی مثلا آدم می شن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (یادش به خیر ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!)
سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بینن ، تا پس فردا عاشقش می شن! ... آخ آخ! آهنگهای داریوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!
 سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تیز میشن ، ابی گوش میدن!
 سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش میدن که نفهمن چی شده!
 سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن! (مثلا عاقل میشن!)
 سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال یه آدم حسابی می گردن!
 سن ۲۳ سالگی: یکی رو پیدا می کنن! اما مرموز می شن! (دیدشون عوض میشه!)
 سن ۲۴ سالگی: نه! اون با یه نفر دیگه هم دوسته! اصلا“ لیاقتعشق منو نداشت!
 سن ۲۵ سالگی: عشق سیخی چند؟!! ... طرف باید باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نیست!
سن ۲۶ سالگی: این یکی دیگه همونیه که همه ء عمر می خواستم! ... افتخار میدین غلامتون بشم؟!
 سن ۲۷ سالگی: آخیـــــــــــش!
 سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمیومدم!!!
 
  خصوصیات دختر خانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی ... 
سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا میگن: مرسی خوبم!
 سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، میگن: علیک سلام! ... نقاشیشون بهتر میشه (بتونه کاری و رنگ آمیزی و ...!)
 سن ۱۶ سالگی: یعنی یه عاشق واقعین! ... فردا صبح هم می خوانخود کشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
 سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ریزن! ... بهشون بی وفایی شده! ... (کوران حوادث!)
 سن ۱۸ سالگی: دیگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خیابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
 سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی یه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون یه آدم به تمام معناست!
 سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو یه کور و کچلی می گیره! می دونم!
 سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
 سن ۲۲ سالگی: خوش تیپ باشه! پولدار باشه! تحصیلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
 سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
 سن ۲۴ سالگی: زیاد مهم نیست که چه ریختیه یا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چیزایی که نرسیدیم برسونه!
 سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا دیگه هیچکی نمیاد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
 سن ۲۶ سالگی: یه نفر میاد! ... همین خوبه! ... بــــــــــله!

 سن ۲۷ سالگی: آخیـــــــــــش!
 سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست وخواستگاریمن نمیومدی!!

 روشهای مبارزه با بحران بی شوهری (طنز)
در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز به وجود آمده کلیهخانمها محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .


۱ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی ... چرا ظرف مرا بشکست لیلی

نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد.

نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین .

۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .

نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .

نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !

۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و
دانشگاه
نمره بیست کلاس می شی بالاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .

نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.

۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که می تونی شرکت می کنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .

نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت می کنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بالاخره یه شوهر گیرت بیاد .

نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .

۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر می داری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک می کنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب می کنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .

نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین

۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو می گیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... 
سانسور می گیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.
 

 

تفاوتهای بین مردان و زنان (طنز)

آینده:
یـك زن تــا زمانیكه ازدواج نكرده نگران آینده است. یك مردتا زمانیـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آینده نخواهد بود.

موفقیت:
یــك مرد موفق كسی است كه بیشتر از آنچه هـمــسرش خرج میكند درآمد داشته باشد. یك زن موفق كسی است كه بتواند چنین مردی را پیدا كند.

ازدواج:
یك زن به امید اینكه شوهرش تغییر كند با او ازدواج میكند،ولی تغییر نمیكند. یك مــرد به این امید با همسرش ازدواج میكند كه تغییر نكند، ولی تغییر میكند.

روابط:
اول از همه، یك مرد یك رابطه را یك رابطه بحساب نمی آورد. وقتی رابطه ای تمام میشود، زن شروع به گریه نموده و سفره دلش را برای دوستان دخترش میگشاید و نیز شعری با عنوان "همه مردها نادانند" می سراید. سپس به ادامه زندگیش میپردازد. مرد هنگام جدایی اندكی مشكلاتش بیشتر است. 6 ماه پس از جدایی ساعت 3 نیمه شب یك پنجشنبه، تلفن میزند و میگوید: "فقط میخواستم بدونی كه زندگیمو از بین بردی، هیچوت نمی بخشمت، ازت متنفرم، تو یه دیوانه ای، ولی میخوام بدونی باز هم یه فرصتی برامون باقی مونده." نام این كار تماس تلفنی "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل یك بار آنرا انجام میدهند. برخی كلاسهای مشاوره ای مخصوص مردان برای رها شدن از این نیاز تشكیل میشود كه معمولا تاثیری در بر ندارند.

بلوغ:
زنان بسیار سریعتر از مردان بالغ میشوند. اغلب دختران 17 ساله میتوانند مانند یك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهای ناپخته دارند. به همین دلیل است كه اكثر دوستی های دوران دبیرستان به ندرت سرانجام پیدا میكنند.

فیلم كمدی:
فرض كنید چند زن و مرد در اتاقی نشته اند و ناگهان سریال نقطه چین شروع می شود. مردها فورا هیجان زده شده و شروع به خنده و همهمه میكنند، و حتی ممكن است ادای بامشاد را نیز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكایت منتظر تمام شدنش میشوند.

دست خط:
مردها زیاد به دكوراسیون دست خطشان اهمیت نمیدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده میكنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ی" ها و "ن" ها قوس زیبایی میدهند. خواندن متنی كه توسط یك زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می خواهد تركتان كند، در انتهای یادداشت یك شكلك در انتها آن میكشد.

حمام:
یك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمیر دندان، خمیر اصلاح، خود تراش، یك قالب صابون و یك حوله. در حمام متعلق به یك زن معمولی بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. یك مرد قادر نخواهد بود اغلب این اقلام را شناسایی كند.

خواروبار: 
یك زن لیستی از جنسهای مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آنها به فروشگاه میرود. یك مرد آنقدر صبر میكند تا محتویات یخچال ته بكشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خرید میرود. او هر چیزی را كه خوب بنظر برسر می خرد.

بیرون رفتن:
وقتی مردی میگوید كه برای بیرون رفتن حاظر است، یعنی برای بیرون رفتن حاظر است. وقتی زنی میگوید كه برای بیرون رفتن حاظر است، یعنی 4 ساعت بعد وقتی آرایشش تمام شد، آماده خواهد بود.

گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان میگویند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بیرون پرتاب میكنند.

آینه:
مردها خودبین و مغرور هستند، آنها خودشان را در آینه چك میكنند. زنان بامزه اند، آنها تصویر خود را در هر سطح صیقلی بازدید میكنند -- آینه، قاشق، پنجره های فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقای زلفیان...

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان یك وسیله ارتباطی برای ارسال پیامهای كوتاه و ضروری به دیگران در نظر میگیرند. یك زن و دوستش می توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت كنند.

آدرس یابی:
وقتی یك زن در حال رانندگی احساس میكند كه راه را گم كرده، كنار یك فروشگاه توقف كرده و از كسی كه وارد است آدرس صحیح را میپرسد. مردان این را به نشانه ضعف میدانند. آنها هرگز برای پرسیدن آدرس نمی ایستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان میچرخند و چیزهایی شبیه این میگویند: "فكر كنم یه راه بهتر پیدا كردم،" و "میدونم كه باید همین نزدیكی باشه، اون مغازه طلا فروشی رو میشناسم."

پذیرش اشتباه:
زنان بعضی اوقات قبول میكنند كه اشتباه كردند. آخرین مردی كه اشتباهش را پذیرفته 25 قرن پیش از دنیا رفته است.

فرزند:
یك زن همه چیز را در مورد فرزندش می داند: قرارهای دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزدیك و صمیمی، قرارهای رمانتیك، غذاهای مورد علاقه، اسرار، آرزوها و رویاها. یك مرد بطور سربسته و مبهم فقط میداند برخی افراد كم سن و سال هم در خانه زندگی میكنند.

لباس شیك پوشیدن:
یك زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گلهای باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستی لباس شیك می پوشد. یك مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی برتن میكند.

شستن لباسها:
زنان هر چند روز یك بار لباسهایشان را میشویند. مردها تك تك لباس های موجود در كمد، حتی روپوش و اونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می پوشند و هنگامیكه لباس تمیزی باقی نماند، یك لباس كثیف بر تن نموده و كوه ایجاد شده از لباسهای چرك خود را با آژانس به خشك شویی منتقل میكنند.

عروسی:
هنگام یاد كردن از عروسی ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت میكنند، مردان درباره "میهمانی های دوران مجردی."

اسباب بازی:
دختران كوچك عاشق عروسك بازی هستند و وقتی به سن 11 یا 12 سالگی میرسند علاقه شان را از دست میدهند. مردان هیچگاه از فكر اسباب بازی رها نمیشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازی هایشان نیز گران قیمت تر و پیچیده تر میشوند. نمونه های از اسباب بازیهای مردان: تلویزیون های مینیاتوری و كوچك، تلفنهای اتومبیل، مخلوط كن و آب میوه گیری، اكولایزرهای گرافیكی، آدم آهنی های كنترلی، گیمهای ویدئویی، هر چیزی كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل برای كار كردن به شش باتری نیاز داشته باشد.

گل و گیاه:
یك زن از شوهرش میخواهد وقتی مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب میدهد. زن پنج روز بعد به خانه ای پر از گلها و گیاهان پژمرده برمیگردد. كسی نمیداند چرا این اتفاق افتاده است.

سبیل:
بعضی از مردان مانند هركول پوآرو با سیبیل خوش تیپ میشوند. هیچ زنی وجود ندارد كه با سبیل زیبا بنظر برسد.

اسامی مستعار:
اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را گودزیلا، بادام زمینی، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.

پرداخت صورتحساب میز:
وقتی صورتحساب را می آورند، با اینكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روی میز میگذارند.  وقتی دختران صورتحساب را دریافت میكنند، ماشین حسابهای جیبی خود را بیرون می آورند.

پول:
یك مرد 2000 هزار تومان برای یك جنس 1000 تومانی مورد نیازش می پردازد. یك زن 1000 تومان برای یك جنس 2000 تومانی كه نیازی به آن ندارد می پردازد.

بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان میزنند. هر چیزی كه یك مرد بعد از آن بگوید، شروع یك بگو مگوی دیگر خواهد بود.

دو فرشته

دو فرشته مسافر
در منزل خانواده ثروتمندي توقف كردند
تا شب را در آنجا بگذرانند
آن خانواده گستاخي كردند و اجازه ندادند فرشته ها
شب را در داخل مهمانخانه داخل عمارت بگذرانند
بلكه به آنها فضاي كوچكي از زير زمين خانه را
اختصاص دادند
همانطور كه فرشته ها مشغول آماده كردن بستر خود روي
زمين سخت بودند،فرشته پيرتر سوراخي در ديوار ديد و
روي آن را پوشاند. فرشته جوان تر علت را پرسيد و او گفت
چيزها هميشه آن طوري نيستند كه به نظر مي رسند
شب بعد فرشته ها به خانه زوج كشاورز بسيار فقير ، اما
مهمان نوازي رفتند. پس از صرف غذاي مختصري كه داشتند ،
آن زوج رختخواب خود را در اختيار فرشته ها قرار دادند ، تا
شب را راحت بخوابند
صبح روز بعد فرشته ها آن زن و شوهر را گريان ديدند
تنها گاوشان ، كه شيرش تنها راه درآمدشان بود ،
در مزرعه مرده بود
فرشته جوان تر به خشم آمد و به فرشته پيرتر گفت : چه طور اجازه
دادي چنين اتفاقي بيفتد؟ مرد اولي همه چيز داشت با اين حال تو كمكش
كردي. خانواده دومي چيزي نداشتند اما همان را هم با ما تقسيم
كردند وبا اين حال تو گذاشتي گاوشان بميرد
فرشته پيرتر پاسخ داد:«چيزها هميشه آنطور نيستند كه به نظر مي رسند
شبي كه ما در زيرزمين آن عمارت بوديم متوجه شدم كه در سوراخ
ديوار طلا پنهان كرده بودند. از آنجا كه صاحبخانه طماع و بخيل بود
و مايل نبود ثروتش را با كسي شريك شود ، من سوراخ را بستم
و مهر كردم تا دستش به آن طلا نرسد
شب گذشته كه در رختخواب آن كشاورز خوابيده بوديم
فرشته مرگ به سراغ همسرش آمد
من در ازا گاو را به او دادم
چيزها هميشه آنطوري نيستند كه به نظر مي رسند
هنگامي كه اوضاع ظاهراً بر وفق مراد نيست
اگر ايمان داشته باشيد ، بايد توكل كنيد
و بدانيد همواره هر چه پيش مي آيد به نفع شماست.
فقط ممكن است تا مدت ها حكمتش را نفهميد

 


 

يه اتاقي باشه گرمه گرم ... روشنه روشن ... تو باشي، منم باشم ... کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيد... تو منو بغلم کني که نترسم ...که سردم نشه ...که نلرزم ... اينجوري که تو تکيه دادي به ديوار ... پاهاتم دراز کردي ... منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکيه دادم ... با پاهات محکم منو گرفتي ... دو تا دستتم دورم حلقه کردي ... بهت مي‌گم چشماتو مي‌بندي؟ ميگي آره! بعد چشماتو مي‌بندي ... بهت مي‌گم برام قصه مي‌گي تو گوشم؟ مي‌گي آره! بعد شروع مي‌کني آروم آروم تو گوشم قصه گفتن ... يه عالمه قصة طولاني و بلند که هيچ وقت تموم نمي‌شن ... مي‌دوني؟ مي‌خوام رگ بزنم ... رگ خودمو ... مچ دست چپمو ... يه حرکت سريع ... يه ضربه عميق ... بلدي که؟ ولي تو که نمي‌دوني مي‌خوام رگمو بزنم ... تو چشماتو بستي ... نمي‌دوني من تيغ رو از جيبم در ميارم ... نمي‌بيني که سريع مي برم ... نمي‌بيني خون فواره مي‌زنه ... رو سنگاي سفيد ... نمي‌بيني که دستم مي‌سوزه و لبم رو گاز مي‌گيرم که نگم آااخ که چشماتو باز نکني و منو نبيني ... تو داري قصه مي‌گي.. من شلوارک پامه ... دستمو مي‌ذارم رو زانوم ... خون مياد از دستم مي‌ريزه رو زانوم و از زانوم مي‌ريزه رو سنگا ... قشنگه مسير حرکتش! قشنگه رنگ قرمزش ... حيف که چشمات بسته است و نمي‌توني ببيني ... تو بغلم کردي ... مي‌بيني که سرد شدم ... محکمتر بغلم مي‌کني که گرم بشم ... مي‌بيني نامنظم نفس مي‌کشم ... تو دلت ميگي آخي دوباره نفسش گرفت! مي‌بيني هر چي محکمتر بغلم مي‌کني سردتر ميشم ... مي‌بيني ديگه نفس نمي‌کشم ... چشماتو باز مي‌کني مي‌بيني من مردم ... مي‌دوني؟ من مي‌ترسيدم خودمو بکشم! از سرد شدن ... از تنهايي مردن ... از خون ديدن ... وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم ... مردن خوب بود، آرومِ آروم ... گريه نکن ديگه! ... من که ديگه نيستم چشماتو بوس کنم بگم دلم مي‌گيره‌ها ! بعدش تو همون جوري وسط گريه‌هات بخندي ... گريه نکن ديگه خب؟ دلم مي‌شکنه... دلِ روح نازکه ... نشکنش خب...؟

+ نوشته شده توسط جواد غیبی در شنبه هفدهم آذر 1386 و ساعت 13:31 |

. .
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












دریافت کد فالنامه