تبليغاتX
. .
Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده
قه قهه
گالری برترین عکسها فقط در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جواد غیبی در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 20:23 |

نمي بخشمت

         نمي بخشمت....بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي....بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .....نمي بخشمت .....بخاطر دلي كه برايم شكستي .....بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي.....نمي بخشمت .....بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي.....بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي.... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي 

 

  


یاقوت قرمز

چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست

 

 

دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت

 

 

اگر به خاطر زيبايي ، دوست ام ميداري دوستم مدار!
 خورشيدرا دوست بدار با گيسوان زرينش .
 اگر به خاطر جواني دوستم ميداري دوستم مدار!
 به بهار عشق بورز كه هر ساله جوان است.
 اگر به خاطر دارايي دوستم مي داري دوستم مدار!
 پري دريايي را دوست بدار كه مرواريد و ياقوت ، بسيار دارد.
 اگر دوستم مي داري به خاطر عشق پس هر آينه دوستم بدار!
 دوستم بدار هماره من هماره عاشق ات خواهم بود


خسته ام تکیه گاه

به نام حضرت دوست

خسته ام تکیه گاه می خواهم  مثل یک قبله گاه می خواهم

لحظه ی سرد بی وفایی هاست یک نفر جان پناه میخواهم

مثل شبهای برکه بیمارم تکه ای قرص ماه میخواهم

تا بگریم تمام بغض را حضرت عشق چاه میخواهم

عاشقی اشتباه شیرینیست باز هم اشتباه میخواهم

یک جهان سیب سرخ هوایی مثل ادم گناه میخواهم

اخر این ردیف بن بست است امدم از تو راه میخواهم

بعد از این امر امر چشم توست

هرچه گفتی بخواه میخواهم 

     

باور نکن تنهاییت را

من در تو پنهانم تو در من

از من به تو نزدیک تر تو

از تو به تو نزدیک تر من

باور نکن تنهاییت را

تا یک دل و یک دل داریم

تا در عبور از کوچه ی عشق

بر دوش هم سر می گذاریم

دل تاب تنهایی ندارد

باور نکن تنهاییت را

هر جای این دنیا که باشی

من با توام تنهای تنها

من با توام هرجا که هستی

حتی اگر با هم نباشیم

حتی اگر یک لحظه یک روز

با هم در این عالم نباشیم

این خانه را بگذار و بگذر

با من بیا تا کعبه ی دل

باور نکن تنهاییت را

من با توام منزل به منزل

حتی اگه با هم نباشیم من همیشه و در همه جا همراهه توام یاد تو از قلب من بیرون نمیره

 گفت: هر چند دلت خانه به دوش است ولی

دوست دارم که شود بی سروسامان تر از ایت

یار باز امدو شد چشم تماشا دل من

دیده ایینه دریا شد و دریا دل من

 

بانو سیمین بهبهانی

 

    وفادار...(اثر  سیمین بهبهانی)

    بگذار که در حسرت دیدار بمیرم                      در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم

  دشوار بود مردن و روی تو ندیدن                      بگذاز بدلخواه تو دشوار بمیرم

      بگذار که چون ناله ی مرغان شباهنگ             در وحشت و اندوه شب تار بمیرم

        بگذار گه چون شمع کنم پیکر خود آب               در بستر اشک افتم و ناچار بمیرم

     بگذار چو خورشید گذارنده ی مسفام               در دامن شب با تن تبدار بمیرم

           بگذار شوم سایه ی ایوان بلندت                      سویت خزم و گوشه ی دیوار بمیرم

             میمیرم ازاین درد که جان دگرم نیست         تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم

         تا بوده ام  ای عشق وفادار تو بودم             بگذار  بدانگونه وفادار بمیرم 

گریه کــ ـردی...

            گریه کــ ــردم...

                    آسمــ ــان هم گریه کـــرد ....

تو برای خود گریــ ـه کردی...

                  شاید هــ ــم برای من...

من برای تـــ ـو گریه کردم...

                 شاید هم برای خـــ ـودم....

                            آسمــ ـان برای چی گـ ــریه کرد؟ !....

 برای من

           یا

               بـــ ـرای تو؟...

برای لحظه های تنــ ـهایی من

                              یا برای بی قراری های تــ ـو؟...

برای دل شکسته ی من

                             یا برای دل زندانی تــ ـو؟...

مهم نیست...مهم نیست برای چی گریــ ــه کرد..!!!

                                                       مهم اینــــ ـه که

                         گریه کــ ـردی ...گریـــ ـه کردم... آسمـ ــان هم گریه کرد ... !!!!

Image and video hosting by TinyPic

اومدم تا بگم

امروز اومدم بازم از تو براي تو بنويسم تا بدوني دلم هنوز با توست وبا تو هم مي مونه.

 

مي دونم همه ي اون چيزايي رو كه مي خوام بگم تو خودت مي دوني

 

بازم مثل هميشه مي گم عاشقانه دوستت دارم؛

 

مي خوام واسه همه بهونه هايي كه گرفتم واسه همه ناراحتي ها كه

 

برات درست كردم ازت معذرت بخوام.

 

دلم نمي خواد غم رو تو چشماي نازت ببينم.

 

خصوصا اگه خودم اين غم روتو چشمات آورده باشم.

 

مي دوني چقدر دلم برات تنگ شده؟!

 

مي دوني هر شب به هواي ديدن تو چشمامو رو هم ميزارم؟

 

مي دوني چقدربرام  عزيزي؟ مي دوني  تو ماه مني؟

 

مي دوني همه ي زندگي من  شدي؟

 

مي دونم كه همه ي اينا رو مي دوني .

 

نمي دونم چرا بعضي شبها بيشتر از هميشه دلم ميخواد پيشم باشي

 

 

دلم ميخواست بودي و گونه هاي خيسمو پاك ميكردي

 

دلم مي خواست دستهاي سردم تو دستهاي مهربون تو گرم شه

 

دلم مي خواست......!!!

 

يادته اون شبي رو كه به هم قول داديم ديگه همديگه رو تنها نزاريم؟

 

يادته قول داديم مال هم باشيم؟دلم واسه اونروزها يه ذره شده.

 

كاش مي شد چشما مو ببندمو باز كنم ببينم دوباره همون روزهاست

 

تو همون ... و منم همون ....

 

چقدر احساس با هم بودن ؛ مال هم بودن  قشنگه!

 

مگه اين من و تو نبوديم كه يه روز آرزو ميكرديم مال هم شيم؟

 

مگه آرزو نداشتيم يه روزي برسه كه چشم تو چشم هم بدوزيم؟

 

مگه ما اينا رو از خدا نخواستيم؟

 

مگه ما آرزوي اين روزها رو نداشتيم؟

 

  "اگر چه من به چشم تو كمم قديميم گمم

 

آتشفشان عشقمو درياي پرتلاطمم"

 

دلم گرفته نازنينم.دلم از اين دنيا و ازخودم گرفته.

 

مي ترسم دوباره من بمونم و اين خونه ي ساكت و خالي از همه چي!

 

خونه ايي كه هرجاش رو نگاه ميكنم خاطره تو رو ازش دارم

 

گوشه به گوشه اش تو رو يادم ميندازه

 

دلم ميخواد با تو باشم.شاد باشم .بخندم دلم ميخواد بدون وحشت عشقم رو نثارت كنم

 

"طلوع اولين ديدار غروب شام آخر بود"

 

هميشه فكر ميكردم عاشق شدن كار سختيه.ولي وقتي عاشق شدم

 

تازه فهميدم اوني كه سختره عاشق كردنه نه عاشق شدن!

 

فهميدم عاشق موندن كار هر كسي نيست

 

عشق تو خيلي چيزا بهم ياد داد

 

شايد اگه نبودي ديگه هيچ وقت نمي تونستم طعم عشق رو بچشم

 

مهربونم  بخدا منم دلم نمي خواد تو رو از دست بدم

 

من دل پاك و مهربون تو رو ساده به دست نياوردم كه ساده از دست بدم

 

نمي دوني چقدر دلم مي خواست مال من بودي

 

چي مي شد نازنينم تو درفال من بودي

 

بهونه قشنگ من !

 

يادت باشه يكي هست كه هميشه دلش برات تنگه

 

شکست تلخ

قدر هر چه گل ديدم مرا آزار کردی تو

                    خيانت را دوباره در دلم تکرار کردی تو

عجب ديوانه بودم من که بستم دل به چشمانت

                   و کار قلب اين دیوانه را دشوار کردی تو

چقدر از التماسم پيش مردم آبرويم رفت

                 چقدر اين چشم ها را پيش مردم خوار کردی تو

شنيدم بارها با ديگران بودی وليکن حيف

                شهامت مال هر کس نيست پس انکار کردی تو

چقدر اشعار زيبايی برايم خواندی و گفتی

                و بازی با دل بيمار من بسيار کردی تو

نمی بخشم تو را ، او را و هر کس را که بد باشد

               خدايم خود تلافی ميکند هر کار کردی تو

دلم را ديگر از هرچه نگاه و آرزو کندم

              تمام پنجره های مرا ديوار کردی تو

چه حسنی داشت درد اين شکست تلخ ميدانم

              مرا از خواب عشق و عاشقی بيدار کردی تو

باور شکست تلخ بازم شروع يه مبارزه است...تا حالا ديده بودی کسی که همش توی مبارزه باشه!؟

چند روز پيش از يه حرف دلم خيلی گرفت‌ : يکی بهم گفت به همين سادگی... !!!نمی دونم اين ساده بود !؟ اگه اين ساده بود پس سخت را چطور بايد تحمل کرد ؟؟

گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نيست!

شنيديد می گن از صدای سخن عشق نديدم خوشتر... راست می گن صداش خيلی زيباست ولی اگه بشنويش...بعضی ها که اصلا دلشون نمی خواد صداش رو بشنون ... بعضی ها می خوان ولی برای شنيدنش هيچ تلاشی نمی کنن و عده ای هم می خوان و تلاش هم ميکنن ولی هيچ وقت نمی شنون چون کم شدن آدمهايی که بخوان عشق رو فرياد بزنند ... از اين ميترسم که عشق چند صباح ديگه مثل خيلی چيزا که فراموش شد از ياد بره ... نميدونم اون موقع اسم لرزيدن دل رو چی ميزارند؟ اسم از خود گذشتن ها و درد  کشيدن ها رو چی ميزارن ... اصلا شايد تا اونموقع ديگه اين واژه ها معنی نده و جاش رو داده باشه به تکنولوژی يا بهتره گفت بی عاطفگی...!

سخته يکی بهت بگه ستاره شو بچينمت

يه کم که بگذره بگه ، ديگه نيا ببينمت ! 

بهانه هايم را نخوان ولی می نويسم ، نه برای تو ، برای خودم :

بذار يواش شروع کنم ، سلام گلم ، هم نفسم

آرزوهام راضی شدن ، ديگه بهت نمی رسم

ديگه باورم شده همه چيز ... خيالت راحت باشه ...اين خيسی گونه هام هم ديگه اسمش دلتنگی نيست ، نميدونم اسمش رو ميشه چی گذاشت ولی يه چيزی شبيه آخر قصه ها يی که تا آخرين خطش تصور نمی کردی اينطوری تموم بشه ولی يه دفعه می بينی نوشته پايان... ولی اونم قشنگه مگه نه؟خودت ميدونی از نظر من هيچی بد نمی شه حتی رسيدن به واژه ی پايان ! گلايه نمی کنم ، بازم می گم شکرت... اونی که اين سرنوشت رو نوشته هر چی باشه بيشتر از تو دوستم داره ...  آخ ببخشيد يادم رفته بود که تو منو دوست نداشتی!!!

سکوتم از رضايت نيست دلم اهله شکايت نيست!

راضی نيستم ولی آدم که نبايد هميشه راضی باشه . درسته از اين صفحه تقدير دلم گرفته ولی خوب دارم برگ هايی رو که دلم رو خوش می کنن ! تو اين مدت نبودت ياد گرفتم دلم رو به همون برگ ها پيوند بزنم . صفحه های تو رو هم پاره نکردم ولی گذاشتمشون کنار! اينطوری بهتره ... خودت خواستی مگه نه؟

حرف آخر‌ :

نرنجم که با ديگری خو کنی

تو با من چه کردی که با او کني!؟

YPPAH
 
WEN
 
+ نوشته شده توسط جواد غیبی در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 1:44 |

. .
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












دریافت کد فالنامه